احسان افرشته، زندانی متهم به «جاسوسی به نفع اسرائیل»، بامداد چهارشنبه ۲۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ اعدام شد. دستگاه قضایی حکم او را در حالی اجرا کرد که جزئیات روند دادرسی و مستندات پرونده همچنان نامشخص است.
اعدام به مثابه سلاح ارعاب اجتماعی
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که هدف اصلی از اجرای چنین احکامی، نه برقراری عدالت، بلکه مرعوب کردن مردم و ایجاد هراس در بدنه معترض جامعه است. در واقع، جمهوری اسلامی از «صندلی اعدام» به عنوان سلاحی برای پیشگیری از قیامها و اعتراضات سراسری استفاده میکند. متأسفانه، احسان افرشته قربانی ساختاری شد که در آن احکام اعدام مستقیماً برای خفه کردن صدای اعتراض در گلو صادر میشوند.
دادرسی نمایشی و محرومیت از حقوق اولیه
این زندانی بدون اطلاع خانواده و در حالی که از حق ملاقات آخر محروم بود، اعدام شد. بر اساس گزارشها، کل روند پروندهسازی علیه او فاقد اعتبار قانونی بوده و تنها بر پایه سناریوهای نهادهای سرکوب پیش رفته است. در همین راستا، اجرای این حکم نشاندهنده هراس رژیم از انفجار خشم عمومی است. در واقع، دستگاه قضایی با این جنایت، بار دیگر ثابت کرد که تنها مأموریتش صیانت از بقای ساختار قدرت از طریق خونریزی و ارعاب است.

