سخنی با شما:
نه برای آزادی؛ برای منافع
از آغاز این جنگ تا لحظهای که سخن از توقف و آتشبس به میان آمد، یک حقیقت بیش از هر چیز خود را آشکار کرد:
در زبان قدرتهای درگیر، جایی برای آزادی مردم ایران نبود.
در متن این حمله، حقی به نام حقوق بشر دیده نمیشد.
آنچه از ابتدا تا انتها تعیینکننده بود، نه رنج انسان، نه کرامت ملت، و نه آرزوی رهایی؛
بلکه فقط منافع بود.
همهچیز در همان چارچوبی پیش رفت که جهان قدرت همیشه میشناسد:
محاسبه، معامله، فشار، موازنه.
حمله کردند، چون منافعشان اقتضا میکرد.
توقف کردند، چون منافعشان ایجاب کرد.
نه آغاز این آتش از سر دلسوزی بود، نه توقفش از سر وجدان.
در هر دو سوی ماجرا، آنچه تعیینکننده بود، انسان نبود؛ منفعت بود.
این جنگ، بار دیگر یک حقیقت کهنه اما فراموششده را پیش چشم ما گذاشت:
قدرتهای خارجی هیچگاه برای رهایی ملتها وارد میدان نمیشوند.
آنها اگر پیش بیایند، برای آزادی نمیآیند؛
اگر عقب بنشینند، برای آرامش مردم عقب نمینشینند.
هم پیشرویشان حسابشده است، هم عقبنشینیشان.
هم زبان جنگشان سیاسی است، هم زبان صلحشان.
و در هر دو، آنچه غایب است، مردماند.
باید این توهم را یکبار برای همیشه کنار گذاشت:
هیچ نیرویی از بیرون، آزادی را برای ما به ارمغان نخواهد آورد.
نه بمب حامل آزادی است،
نه مداخله خارجی پیامآور رهایی،
نه اتاقهای تصمیمگیری قدرتهای جهانی جایی برای رنج واقعی مردم ایران دارند.
این جهان، جهانِ اخلاق نیست؛
جهانِ منافع است.
و ملتی که این حقیقت را نبیند، بارها و بارها قربانی همان خوابی خواهد شد که دیگران برایش تعبیر میکنند.
از خواب بیدار شوید.
هر کس به آزادی فکر میکند، پیش از آنکه چشم به بیرون بدوزد، باید لحظهای در آینه نگاه کند.
نه از سر سرزنش، بلکه از سر مسئولیت.
یعنی بفهمد که تکیهگاه آزادی، پیش از هر چیز، خودِ مردماند.
نه دولتهای خارجی، نه ائتلافهای گذرا، نه قدرتهایی که امروز با زبان جنگ میآیند و فردا با زبان معامله میروند.
اگر قرار است آزادی به این سرزمین برسد،
از بیرون نخواهد رسید.
از دل همین مردم خواهد رسید؛
از دل آگاهی، شجاعت، سازمانیافتگی و اتکای یک ملت به نیروی خویش.
آزادی را از بیگانه طلب نکنید.
آزادی، زمانی به دست میآید که یک ملت تصمیم بگیرد دیگر موضوع بازی دیگران نباشد.
رضا شاهینی
۱۹ فروردین ۱۴۰۵

