فروردین ۱۳۶۲؛ زمانی که بهار در کوهپایههای صُومایِ بَرادُوست با خون و باروت آغاز شد. هشت فروردین، یادآور یکی از سیاهترین صفحات تاریخ معاصر در روستای «پیرانجُوق» و آبادیهای اطراف آن است.
در یورش سازمانیافته نیروهای سپاه پاسداران به روستاهای پیرانجُوق، گیچِه، هَلِهقُوش، خَلیفهلَیان، گُورخاران، صوفیان و کانیرَش، فاجعهای انسانی رقم خورد. نیروهای مهاجم بدون تفکیک میان نظامی و غیرنظامی، دست به کشـ.تار گسترده زدند؛ قربـ.انیانی که از کودک ۳ ساله تا زنان باردار و پیرمردان و پیرزنان ۶۰ ساله را شامل میشدند.
شاهدان عینی و بازماندگان، از قساوتی میگویند که توصیفناپذیر است: خانههایی که با پرتاب نارنجک به آتش کشیده شد، مردمی که زنده در شعلهها سوختند و فرزندانی که شاهد تیرباران اعضای خانواده خود بودند. در این تهاجمات، بیش از ۶۰ تن از مردم بیدفاع کشته و صدها نفر مجروح و آواره شدند.
در آن مقطع، محمود احمدینژاد از فرماندهان سپاه در منطقه بود که نامش با عملیاتهای سرکوب و قتلعام مردم این دیار گره خورده است. جـ.نایت پیرانجُوق، زخمی است که با گذشت دههها همچنان تازه مانده و یکی از موارد اصلی دادخواهی علیه جنایات این رژیم است.
ما حافظهی تاریخی این خاک هستیم. پیرانجُوق را نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.

