خامنهای در سخنرانی ۱۲ بهمن، قیام دی ۱۴۰۴ را با «روایت مطلوب خودش» بازتعریف کرد؛ روایتی که هم پر از تحریف تاریخی بود و هم اعترافهای ناخواسته. او در ابتدا، با چند دروغ آشکار درباره ۱۲ بهمن ۵۷ گفت خمینی «حکومت فردی و استبدادی شاه را تبدیل به حکومت مردمی» کرد و مدعی شد انقلاب ۲۲ بهمن محصول ورود خمینی بوده است. سپس افزود: «همه، همه، همهمون حتی ماها که اهل مبارزه بودیم، معتقد بودیم ایرانیها کاری نمیتونن بکنن ولی خمینی آمد و این رو زیر و رو کرد!»؛ اعترافی که در واقع به سرقت رهبری انقلاب در زدوبند با استعمار اشاره دارد و بار دیگر نشان داد هیچ تغییری در ماهیت و رفتار این نظام در کار نیست.
خامنهای قیام دی ۱۴۰۴ را به آمریکا و اسرائیل نسبت داد و آن را «اغتشاش» نامید، اما همزمان به عنصر آتش و سازمانیافتگی قیام اعتراف کرد و گفت: «سردستهها آموزش دیده بودند و میدانستند چهجوری حرکت کنند، چهجوری حمله کنند، به کجا حمله کنند…». او همچنین به ریشه تاریخی این قیام اشاره کرد و گفت: «در ۳۰ خرداد سال ۶۰ هم توی همین خیابانهای تهران به جان بسیجیها افتاده بودند» و تأکید کرد: «این اولیاش نبود، آخریاش هم نیست»
در بخش دیگری از سخنانش، برای جلوگیری از ریزش نیروهای سرکوب، صراحتاً از کشتار تقدیر کرد و گفت: «مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه کاملاً به مسئولیت خود عمل کردند!» و ادعا کرد همین کشتار موجب خاموش شدن قیام شده است. او هدف قیام را نیز «سرنگونی» دانست و گفت: «هدف تخریب مراکز اساسی بود… به پلیس، سپاه، مراکز دولتی و بانکها حمله شد… این شد کودتا!».
خامنهای بار دیگر تأکید کرد که «یک عده داخلی این فتنه را راه انداختند» و دوباره روی «سردستههای آموزشدیده» و «خشونت» قیام انگشت گذاشت. در مورد جنگ خارجی نیز گفت: «ملت ایران را از این چیزها نباید ترساند» و تهدید کرد که در صورت حمله، جنگ را به منطقه خواهد کشاند و «این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود».
نتیجه:
خامنهای عملاً اعتراف کرد که تنها تهدید واقعی نظام، قیام و سرنگونی بهدست مردم و مقاومت سازمانیافته با خط قهر و آتش است و تمام نیروهای سرکوب را حول همین تهدید آماده و کوک کرد. این سخنان، پاسخی روشن به توهم تغییر از درون، رفراندوم، اصلاح قانون اساسی و همچنین سناریوهای جنگ خارجی بود.

