مرتضی باباخانی، مبارز سیاسی اهل قصرشیرین در استان کرماشان، از چهرههایی بود که سالهای طولانی از زندگی خود را در زندانهای دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی گذراند. او پس از تحمل ۹ سال زندان در دوران شاه، سرانجام در آبان ۱۳۶۳، در زندان اوین و زیر شکنجه جان باخت.
مرتضی باباخانی در سال ۱۳۱۸ در قصرشیرین متولد شد و فعالیتهای سیاسی خود علیه حکومت پهلوی را از دهه ۱۳۳۰ آغاز کرد.
نه سال زندان و حکم اعدام در حکومت شاه
در فروردین ۱۳۴۹، مأموران ساواک مرتضی باباخانی را بازداشت و ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان قصر منتقل کردند.
دادگاه نظامی به ریاست ضیاء فرسیو، حکم اعدام او را صادر کرد؛ حکمی که بعدها به حبس ابد تغییر یافت.
باباخانی در سال ۱۳۵۱، بهدلیل مشارکت در اعتصاب زندانیان سیاسی، به زندان وکیلآباد مشهد تبعید شد و در آنجا با رضا شلتوکی، مبارز کرمانشاهی، آشنا شد.
او پس از حدود ۹ سال زندان، همزمان با اوجگیری انقلاب بهمن ۱۳۵۷، همراه دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد.
بازداشت دوباره و جانباختن زیر شکنجه در اوین
پس از آزادی، مرتضی باباخانی به زادگاهش قصرشیرین بازگشت و کتابفروشی کوچکی راهاندازی کرد؛ اما با استقرار جمهوری اسلامی، بار دیگر هدف سرکوب قرار گرفت. کتابفروشی او به آتش کشیده شد و خودش نیز دوباره بازداشت و زندانی شد.
او با تلاش دوستانش آزاد شد و به تهران رفت، اما در آبان ۱۳۶۳، در جریان یورش نیروهای امنیتی به خانهاش، بار دیگر بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
مرتضی باباخانی در اوین تحت شکنجههای شدید قرار گرفت. بر اثر شکنجه، پاها و کمرش شکست، کلیههایش آسیب دید و دچار عفونت شد. ضربات مکرر و محرومیت طولانی از خواب نیز به قلب او آسیب رساند و وضعیت جسمانیاش بهشدت وخیم شد.
شدت شکنجهها بهاندازهای بود که همسرش در نخستین ملاقات، او را نشناخت. مردی که پیشتر از جسمی نیرومند برخوردار بود، به حدود ۴۰ کیلوگرم وزن رسیده بود.
مرتضی باباخانی سرانجام در آبان ۱۳۶۳، بر اثر شکنجه در زندان اوین جان باخت.
او از نسلی بود که سرکوب سیاسی را در دو حکومت تجربه کرد؛ مبارزی که نه زندانهای شاه و نه شکنجههای جمهوری اسلامی نتوانستند او را به تسلیم وادارند.
یاد مرتضی باباخانی، فرزند قصرشیرین و از جانباختگان راه آزادی، گرامی باد.

