هفتم آبان، سالگرد شهادت عبدالرضا رجبی، زندانی سیاسی کورد اهل ماهیدشت کرمانشاه است؛ پدر چهار فرزند که پس از حدود هفت سال حبس در زندانهای جمهوری اسلامی، در ۴۶سالگی جان باخت. زندگی او در میان جراحت، محرومیت از درمان و فشار زندان پایان یافت؛ اما روایت همبندیانش، یاد انسانی مهربان و استوار را زنده نگه داشته است.
از ماهیدشت کرمانشاه تا زندانهای جمهوری اسلامی
عبدالرضا رجبی در سال ۱۳۴۱، در کاروانسرای ماهیدشت و در خانوادهای کشاورز از مردم کلهر به دنیا آمد. کودکی و جوانی او با کار و دشواریهای معیشت همراه بود. بر اساس زندگینامه او، در جریان انقلاب ۱۳۵۷ در اعتراضات علیه حکومت شاه شرکت داشت و پس از انقلاب نیز فعالیت سیاسی خود را با توزیع نشریات و کتاب ادامه داد.
او در سال ۱۳۸۰، در جریان یک درگیری مسلحانه در منطقه مرزی، در حالی بازداشت شد که بر اثر اصابت ترکش نارنجک مجروح بود. دادگاه انقلاب او را به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که سپس به حبس ابد تغییر یافت. عبدالرضا بخشی از دوران حبسش را در دیزلآباد کرماشان و بخش دیگری را در زندان اوین گذراند.
تغییر حکم، پایان رنج او نبود. گزارشهای حقوق بشری از باقیماندن ترکشها در بدن، آسیب مهرههای کمر و نیاز جدی او به درمان خبر دادهاند. با وجود این وضعیت، از رسیدگی پزشکی لازم و اعزام او به بیمارستان خودداری میشد. در روایتهای مربوط به دوران حبس او نیز از شکنجه و اجرای اعدام مصنوعی برای شکستن مقاومتش یاد شده است.
با این همه، آنچه همبندیاش از او به خاطر سپرده، مهربانی، تواضع و پایداری است. در نامه این همبندی آمده که عبدالرضا با وجود تنگدستی، پیگیر نیازهای دیگر زندانیان سیاسی بود و میان همعقیده و غیرهمعقیده تفاوتی نمیگذاشت. هنگامی که پیشنهاد شد برای جلوگیری از فشار بیشتر، نام کاملش از پای یک بیانیه حذف شود، نپذیرفت و بر ثبت نام و هویت سیاسیاش اصرار کرد.
آخرین تماس ناتمام و مسئولیتی که پاک نمیشود
بر اساس گزارش کمپین حقوق بشر در ایران، عبدالرضا رجبی در ۷ آبان ۱۳۸۷ از اوین به گوهردشت منتقل شد و همان شب خبر جانباختنش اعلام شد. خانوادهاش گفتهاند ساعتی پیش از مرگ، تماس کوتاهی از قرنطینه زندان با آنان داشته است؛ تماسی که ناتمام قطع شد.
سازمان مجاهدین خلق از کشتهشدن او زیر شکنجه و مشاهده آثار ضربوشتم بر پیکرش خبر داد. سازمان حقوق بشر ایران نیز در گزارش همزمان خود، مرگ او را ناگهانی و مشکوک توصیف کرد. گزارش کمپین حقوق بشر میگوید پیکر عبدالرضا تحت تدابیر امنیتی به زادگاهش منتقل شد و مقامهای قضایی توضیح بیشتری درباره علت مرگ ارائه نکردند.
جمهوری اسلامی مسئول جان انسانی بود که در اختیار زندانبانانش قرار داشت. محرومیت یک زندانی مجروح از درمان و بیپاسخگذاشتن پرسشها درباره ساعات پایانی زندگی او، بخشی از مسئولیتی است که با گذشت زمان پاک نمیشود.
در سالگرد شهادت عبدالرضا، یاد پدری را گرامی میداریم که فرصت بازگشت به کنار چهار فرزندش از او گرفته شد؛ مردی برخاسته از ماهیدشت که در دل زندان، عزت و همبستگی انسانیاش را حفظ کرد.
زنده نگهداشتن نام عبدالرضا رجبی، ادامه دادخواهی برای او و اعتراض به حکومتی است که باید درباره آنچه در زندان بر او گذشت پاسخ بدهد.

