بازداشت خشونتآمیز ژینا (مهسا) امینی، دختر جوان کورد اهل سقز، در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ و شهادت او سه روز بعد در بیمارستان کسری تهران، یک پرونده فردی باقی نماند. نام ژینا به فریادی علیه حجاب اجباری، خشونت حکومتی و انکار حق انتخاب زنان تبدیل شد و شعار کوردی «ژن، ژیان، ئازادی» را از آرامستان آیچی سقز به خیابانهای سراسر ایران و جهان رساند.
سفر خانوادگی که با بازداشت پایان یافت
ژینا امینی، دختر ۲۲ ساله کورد اهل سقز، در شهریور ۱۴۰۱ همراه خانوادهاش به تهران سفر کرده بود. عصر سهشنبه ۲۲ شهریور، هنگامی که در محدوده متروی حقانی و در کنار اعضای خانوادهاش بود، مأموران گشت ارشاد او را به بهانه آنچه «بدحجابی» میخواندند، بازداشت کردند.
مأموران به برادر ژینا گفتند که او برای شرکت در یک «جلسه آموزشی» به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی در خیابان وزرا منتقل میشود و پس از مدت کوتاهی آزاد خواهد شد؛ اما ژینا هیچگاه سالم از آن بازداشت بیرون نیامد.
بر پایه گزارشهای منتشرشده از سوی خانواده، شاهدان و نهادهای حقوقبشری، ژینا در جریان انتقال و بازداشت با خشونت مأموران روبهرو شد. شماری از زنانی که همزمان در اختیار گشت ارشاد بودند، از ضربوشتم او خبر دادند؛ روایتی که از همان ابتدا با انکار مقامهای انتظامی مواجه شد.
انتقال ژینا به بیمارستان کسری
ژینا اندکی پس از انتقال به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی از هوش رفت. او در وضعیتی بحرانی با آمبولانس به بیمارستان کسری منتقل شد و در بخش مراقبتهای ویژه قرار گرفت.
انتشار تصاویر ژینا روی تخت بیمارستان، در حالی که با لوله تنفسی و تجهیزات پزشکی زنده نگه داشته شده بود، جامعه را با پرسشی بزرگ روبهرو کرد: چگونه یک زن جوان و سالم، تنها چند ساعت پس از بازداشت برای «ارشاد»، با آسیب شدید مغزی و در وضعیت کما به بیمارستان منتقل شده است؟
نخستین گزارشهای نهادهای حقوقبشری کورد از نشانههای ضربه به سر و وضعیت وخیم مغزی ژینا خبر میدادند. در مقابل، پلیس و دیگر نهادهای حکومتی تلاش کردند وضعیت او را به عارضه ناگهانی جسمی و سابقه جراحی در دوران کودکی نسبت دهند.
امجد امینی، پدر ژینا، این روایت را رد کرد و تأکید داشت که دخترش پیش از بازداشت هیچ بیماری فعال و خطرناکی نداشته است. خانواده ژینا خواستار روشنشدن اتفاقاتی شدند که از لحظه بازداشت تا انتقال او به بیمارستان رخ داده بود.
شهادت ژینا و انکار مسئولیت از سوی حکومت
پس از حدود سه روز کما، ظهر جمعه ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ خبر شهادت ژینا در بیمارستان کسری منتشر شد. ههنگاو در گزارش همان روز اعلام کرد که ژینا بر اثر شدت جراحات واردشده جان باخته است. کوردپا نیز ساعت ۱۳ و ۳۰ دقیقه را زمان جانباختن او ثبت کرد.
حکومت ایران مسئولیت خشونت علیه ژینا را نپذیرفت. گزارش رسمی پزشکی قانونی، مرگ او را به بیماری زمینهای و پیامدهای یک جراحی قدیمی نسبت داد؛ ادعایی که خانواده ژینا آن را رد کرد.
هیئت مستقل حقیقتیاب بینالمللی سازمان ملل متحد نیز پس از بررسی این پرونده اعلام کرد دلایل معقولی وجود دارد که نشان میدهد ژینا در بازداشت گشت ارشاد در معرض خشونت فیزیکی قرار گرفته است. این هیئت مرگ ژینا را «غیرقانونی» دانست و حکومت ایران را در قبال آن مسئول اعلام کرد.
آیچی سقز و نخستین فریادهای ژن ژیان ئازادی
پیکر ژینا بامداد شنبه ۲۶ شهریور به سقز منتقل شد. با وجود فضای شدید امنیتی و تلاش نهادهای حکومتی برای محدودکردن مراسم، هزاران نفر از مردم سقز و دیگر شهرهای کوردستان خود را به آرامستان آیچی رساندند.
در همان مراسم، زنان روسریهای خود را برداشتند و شعار کوردی «ژن، ژیان، ئازادی» به معنای «زن، زندگی، آزادی» در میان جمعیت طنین انداخت و به زبان مشترک اعتراض تبدیل شد.
خاکسپاری ژینا پایان یک مراسم نبود؛ آغاز یک جنبش بود. اعتراضها از سقز به سنندج و دیگر شهرهای کوردستان گسترش یافت و سپس به تهران، دانشگاهها و دهها شهر دیگر رسید.
نیروهای حکومتی در برابر معترضان از گاز اشکآور، گلوله و بازداشت گسترده استفاده کردند؛ اما نام ژینا و شعار برخاسته از کوردستان، مرزهای جغرافیایی و زبانی را پشت سر گذاشت.
از ژن ژیان ئازادی تا زن زندگی آزادی
شعار «ژن، ژیان، ئازادی» ریشه در مبارزات زنان کورد دارد. شهادت ژینا این شعار را وارد لحظهای تاریخی کرد که در آن اعتراض به حجاب اجباری با خواست آزادی، برابری، کرامت انسانی و پایاندادن به ساختار سرکوب پیوند خورد.
برگردان فارسی این شعار، «زن، زندگی، آزادی»، بهسرعت در سراسر ایران طنین انداخت؛ با این حال، حفظ عبارت «ژن، ژیان، ئازادی» یادآور ریشههای کوردی این شعار و هویت کوردی ژیناست.
در هفتهها و ماههای پس از شهادت ژینا، زنان و دختران در صف نخست اعتراضات ایستادند؛ روسری از سر برداشتند، موهای خود را بریدند و در مدارس، دانشگاهها و خیابانها علیه اجبار و تبعیض شعار دادند.
در کنار آنان، دانشجویان، کارگران، بازاریان و گروههای مختلف اجتماعی و ملی نیز به میدان آمدند. مسئله دیگر فقط حجاب اجباری نبود؛ جامعه علیه نظامی اعتراض میکرد که برای کنترل زندگی خصوصی، بدن زنان، بیان سیاسی و هویتهای ملی و فرهنگی از ابزار قانون، پلیس و خشونت استفاده میکرد.
سرکوب جنبشی که خاموش نشد
پاسخ حکومت به جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» سرکوب گسترده بود. صدها معترض کشته و هزاران نفر بازداشت شدند. کودکان، زنان، دانشجویان، روزنامهنگاران، وکلا و خانوادههای دادخواه نیز هدف فشارهای امنیتی قرار گرفتند.
هیئت حقیقتیاب سازمان ملل متحد در گزارش خود از قتل، حبس خودسرانه، شکنجه، تجاوز، خشونت جنسی و آزار جنسیتی سخن گفت و اعلام کرد بخشی از این اقدامات، در چارچوب حملهای گسترده و سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی، به سطح جنایت علیه بشریت رسیده است.
با وجود این سرکوب، جنبش تنها در خیابان باقی نماند. پس از ژینا، نافرمانی روزمره زنان در برابر حجاب اجباری گستردهتر شد و شعار «ژن، ژیان، ئازادی» در هنر، ورزش، دانشگاه، ادبیات و حافظه جمعی ادامه یافت.
حکومت توانست با خشونت، خیابانها را بهطور موقت کنترل کند؛ اما نتوانست جامعه را به پیش از شهریور ۱۴۰۱ بازگرداند.
ژینا؛ نامی برای زندگی و مقاومت
برای مردم کوردستان، او پیش از هر چیز «ژینا» بود؛ نامی کوردی که خانواده و نزدیکانش با آن صدایش میکردند. تأکید بر نام ژینا تنها یک انتخاب زبانی نیست؛ پاسداشت هویت او و یادآوری خاستگاه کوردی جنبشی است که پیامش به سراسر ایران و جهان رسید.
نام «مهسا» در اسناد رسمی او ثبت شده بود، اما خانوادهاش او را ژینا صدا میکردند. به همین دلیل، در روایت زندگی و شهادت او باید نام ژینا در مرکز باقی بماند و «ژینا (مهسا) امینی» در نقاط کلیدی برای شناسایی دقیقتر آورده شود.
ژینا به نماد نسلی تبدیل شد که زندگی بدون تحقیر، اجبار و ترس را حق خود میداند. مسیر کوتاه میان بازداشت گشت ارشاد و بیمارستان کسری، پرده از خشونتی ساختاری برداشت و فاصله بیمارستان تا آرامستان آیچی، نام ژینا را به سرآغاز یکی از مهمترین جنبشهای آزادیخواهانه معاصر تبدیل کرد.
ژینا رفت، اما نامش در قلب یک جنبش زنده ماند:
ژن، ژیان، ئازادی
