هفدهم شهریورماه، سالگرد اعدام رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی است؛ سه زندانی سیاسی کورد که سحرگاه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ در زندان رجاییشهر کرج اعدام شدند. پرونده هر سه با گزارشهای متعدد درباره شکنجه، اعترافات اجباری، محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل و ایرادهای جدی در روند دادرسی همراه بود؛ با این حال، احکام اعدام آنان اجرا شد و حتی پس از شهادت نیز پیکرهایشان به خانوادههایشان تحویل داده نشد.
اعدام همزمان این سه زندانی در هفدهم شهریور ۱۳۹۷، به یکی از رویدادهای ماندگار در حافظه سیاسی و اجتماعی مردم کوردستان تبدیل شد. رامین، زانیار و لقمان هر یک سرگذشت متفاوتی داشتند، اما پروندههای آنان در نقطهای مشترک به یکدیگر رسید؛ سالها زندان و فشار امنیتی، ادعای شکنجه و اعترافات اجباری و در نهایت اجرای حکم اعدام، بدون آنکه ابهامهای اساسی مطرحشده درباره پروندههایشان برطرف شود.
رامین حسینپناهی؛ از قروچای تا زندان رجاییشهر
رامین حسینپناهی در روستای قروچای از توابع دهگلان و در خانوادهای کارگری و پرجمعیت متولد شد. او تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد و به روایت خانوادهاش، از نوجوانی با فشار و بازداشت از سوی نهادهای امنیتی روبهرو بود.
رامین پس از افزایش فشارهای امنیتی زادگاه خود را ترک کرد و به اقلیم کوردستان رفت و در آنجا به عضویت حزب کومله کوردستان درآمد.
دوم تیرماه ۱۳۹۶، او در حوالی سنندج و در جریان تیراندازی نیروهای سپاه پاسداران زخمی و بازداشت شد. سه نفر از همراهانش نیز در همان واقعه جان باختند. رامین پس از جراحی، در حالی که همچنان مجروح بود، به بازداشتگاه منتقل شد.
او ماهها در سلول انفرادی نگهداری شد و بنا بر اظهارات وکیل و خانوادهاش، در جریان بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار گرفت. وکیل او همچنین تأکید کرده بود که رامین در جریان درگیری منجر به بازداشتش شلیک نکرده و شرایط قانونی لازم برای انتساب اتهام «بغی» به او وجود نداشته است.
با این حال، شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج در دیماه ۱۳۹۶ رامین حسینپناهی را به اعدام محکوم کرد. تلاش وکلای او برای اعاده دادرسی و کارزارهای گسترده داخلی و بینالمللی برای توقف حکم نیز نتیجهای نداشت.
آخرین ملاقات رامین با مادرش چند روز پیش از اعدام انجام شد؛ در حالی که خانواده او نمیدانستند این دیدار، آخرین ملاقات آنان خواهد بود.
زانیار مرادی؛ موسیقی، کتاب و سالها انتظار اعدام
زانیار مرادی، جوان کورد اهل مریوان، در خانوادهای سیاسی بزرگ شده بود. پدر او، اقبال مرادی، از فعالان سیاسی کورد بود که کمتر از دو ماه پیش از اعدام فرزندش، در اقلیم کوردستان ترور شد.
زانیار در مردادماه ۱۳۸۸ بازداشت شد. پرونده او و پسرعمویش لقمان مرادی به کشتهشدن سه نفر در مریوان مرتبط شد، اما زانیار بارها اعلام کرد که در این واقعه نقشی نداشته و اعترافات منتسب به او در دوران بازجویی و زیر شکنجه گرفته شده است.
گزارشهای منتشرشده از وضعیت او در زندان از آسیبهای جسمانی ناشی از شکنجه، از جمله مشکلات ستون فقرات و کمر حکایت داشت. با وجود این، او پس از انتقال از بازداشتگاه و پایان بازجوییها، اعترافات اولیه خود را پس گرفت و بر بیگناهی خود تأکید کرد.
زندگی زانیار در زندان تنها به انتظار اجرای حکم محدود نشد. روایت همبندیهای او، جوانی علاقهمند به موسیقی، کتاب و یادگیری را نشان میدهد. او سهتار مینواخت، آواز میخواند، زبان انگلیسی میآموخت و کتابهای فلسفی و جامعهشناسی مطالعه میکرد.
زانیار سالهای طولانی زیر حکم اعدام زندگی کرد؛ سالهایی که هر روز آن با احتمال اجرای حکم همراه بود.
لقمان مرادی؛ کارگری که از نوجوانی نانآور خانواده بود
لقمان مرادی نیز اهل مریوان بود. او از نوجوانی برای کمک به خانواده و تأمین هزینههای زندگی کار میکرد و برای مدتی طولانی کولبری کرده بود. پیش از بازداشت نیز به عنوان راننده جرثقیل مشغول به کار بود.
لقمان در مردادماه ۱۳۸۸، هنگامی که راهی محل کار خود بود، بازداشت شد و نزدیک به ۹ ماه در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج نگهداری شد.
او بعدها از بازجوییهای طولانی، ضربوشتم، شلاق، محرومیت از خواب و تهدید اعضای خانواده سخن گفت و تأکید کرد که اعترافات اولیهاش تحت فشار و شکنجه گرفته شده است.
لقمان همچنین گفته بود هنگام وقوع قتلهای موضوع پرونده در محل دیگری مشغول به کار بوده و شاهدانی نیز برای تأیید این موضوع وجود داشتهاند.
با وجود سالها زندان، او تلاش میکرد همچنان به خانوادهاش کمک کند. لقمان در زندان صنایعدستی و بافتنی تولید میکرد و بخشی از درآمد اندک حاصل از آن را برای خانوادهاش میفرستاد.
پرونده زانیار و لقمان؛ اعترافاتی که پس گرفته شد
زانیار و لقمان مرادی در اول دیماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شدند.
یکی از مهمترین محورهای اعتراض به پرونده آنان، اعترافاتی بود که هر دو بعداً پس گرفتند و اعلام کردند تحت شکنجه و فشار بازجویان مجبور به امضای آنها شدهاند.
به گفته وکیل آنان، متن اعترافات منتسب به زانیار و لقمان شباهت بسیار زیادی به یکدیگر داشت و همین مسئله از جمله مواردی بود که درباره نحوه تهیه این اعترافات پرسشهای جدی ایجاد میکرد.
آنان بارها خواستار رسیدگی مستقل به ادعاهای شکنجه، بررسی شاهدان و مدارک دفاع و برگزاری یک محاکمه عادلانه شدند.
با این حال، پس از سالها نگهداری زیر حکم اعدام، حکم هر دو اجرا شد.
سحرگاه هفدهم شهریور ۱۳۹۷
در روزهای منتهی به اجرای احکام، شرایط امنیتی در زندان رجاییشهر تشدید شد. تماسهای زندانیان محدود و رامین، زانیار و لقمان برای اجرای حکم از بندهای خود خارج شدند.
خانوادههای آنان نیز در جریان آخرین ملاقات از قریبالوقوع بودن اجرای حکم مطلع نشده بودند.
سرانجام سحرگاه ۱۷ شهریور ۱۳۹۷، جمهوری اسلامی رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی را در زندان رجاییشهر اعدام کرد.
اجرای این احکام با واکنش گسترده نهادهای حقوقبشری همراه شد. پیش از اعدام نیز درخواستهای متعددی برای توقف احکام و بررسی دوباره پروندهها مطرح شده بود.
اما سرنوشت آنان با اجرای حکم پایان نیافت.
پیکرهای رامین، زانیار و لقمان به خانوادههایشان تحویل داده نشد. خانوادهها از حق برگزاری آزادانه مراسم سوگواری و دفن فرزندان خود محروم شدند و محل دفن آنان نیز پنهان ماند.
اعدام این سه زندانی و حمله موشکی سپاه پاسداران به مقر احزاب کورد در اقلیم کوردستان در همان روز، خشم گستردهای در کوردستان برانگیخت و چند روز بعد، شهرهای مختلف شاهد اعتصاب گسترده در اعتراض به این اقدامات بودند.
سه زندگی که در یک پرونده امنیتی خلاصه نشدند
سالها از هفدهم شهریور ۱۳۹۷ گذشته است، اما رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی در حافظه مردم کوردستان تنها سه زندانی اعدامشده نیستند.
رامین، جوانی از خانوادهای کارگری بود که زندگیاش با فعالیت سیاسی و سالها فشار امنیتی گره خورد.
زانیار، جوانی بود که حتی در زندان و زیر حکم اعدام، موسیقی، کتاب و یادگیری را رها نکرد.
لقمان نیز کارگری بود که از نوجوانی برای خانوادهاش کار کرد و حتی در زندان تلاش داشت بخشی از هزینههای آنان را تأمین کند.
در پشت نامها، اتهامات و پروندههای قضایی، زندگی سه انسان قرار داشت؛ سه جوان کورد که خانوادههایشان نه تنها با اعدام آنان، بلکه با محرومیت از تحویل پیکر، پنهانماندن محل دفن و سالها دادخواهی روبهرو شدند.
هفدهم شهریور، یادآور همان سه زندگی و همان دادخواهی ناتمام است.
رامین حسینپناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی؛ سه نامی که با رنج، مقاومت و دادخواهی مردم کوردستان گره خوردهاند.
یادشان گرامی و نامشان ماندگار.
