اقتدار جمهوری اسلامی امروز بیش از هر زمان دیگری ترک برداشته است؛ نخست در همان جایی که حکومت خیال میکرد انسان را میشکند: در زندان. وقتی علی یونسی «عفو» حکومتی را پس میزند و آزادی را نه لطف زندانبان، بلکه حق غارتشده مردم مینامد، معنای واقعی قدرت جابهجا میشود. رژیمی که دههها با اعدام، شکنجه و اعترافگیری ترس ساخته بود، اکنون حتی نمیتواند اراده یک زندانی را بخرد. این شکست فقط پشت دیوارهای زندان نمیماند؛ در بیرون نیز با بحران نفت، فشار جهانی و انزوای سیاسی خود را نشان میدهد. حالا پرسش اصلی این است: حکومتی که در برابر ایستادگی یک انسان بیسلاح کم میآورد، چگونه میتواند در برابر اراده یک ملت دوام بیاورد؟
